رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۶ تیر ۱۳۹۸

گفتار ویژه اربعین - نمایش محتوای خبر

 

 

گفتار ویژه اربعین

 

 

 


از پرهاى سوخته و خیمه هاى خاکستر، چهل روز مى گذرد؛ از شانه هاى بى تکیه گاه و چشم هاى به خون نشسته، از لحظاتى که سیلى مى وزید و صحرا در عطشى طولانى، ثانیه هایش را به مرگ مى بخشید. حالا چهل روز است که مرثیه ها را در کوچه هاى داغ، تکرار می کند. چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه هاى آسمان مى گرید و فریادمی زند «اى چرخ! غافلى که چه بیداد کرده اى».

آری زینب، برای روایت خونابه و خنجر، حکایت غربت، توصیف زخمهای دل اسارت، گزارش شعله هاى به دامن نشسته و فریادهاى بى یاور و پرکشیدن پرستوی سه ساله به میهمانی اربعین خورشید مى آید.

حسین جان ببین چگونه پرندگان، بر شاخه هاى درختان روضه مى خوانند؛ چگونه ابرها از غم عظیم فراقت فشرده و بر پهنه زمین باران اشک می بارند.

قصه از شام تا کربلا، حکایت سرهاى جسوری است که شمشیرها را به خاک افکندند.

ای همسفران رفته اید و پس از شما، جاده ها، اسیر زمستانى همیشگى اند. پرواز ناگهان شما آتشى است که هرگز فرو نمى نشیند چرا که زخم عاشورا همیشه تازه است ای عاشقان پائیز رادیده اید؟

زینب به چشم خود پاییز را درگرمای جانسوز کربلا دید اکنون دیرى است که پروانه هاى هاشمى را شعله های یزیدى، بر تپه هاى خاکستر فرو ریخته اند. دیرى است که گیسوان کودکى رقیه را بادهاى یغماگر، با خویش برده اند. زمین، پاییزش را از یاد مى برد، اما زخم عمیق عاشورا را هرگز.

سال ها مى گذرد و ما همچنان سوگ کبوترانى آزاده را بر سینه مى کوبیم. اربعین لاله ها چه جان سوز است.... حسین من بیا واین دل شکسته را بخر...