رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۳۰ بهمن ۱۳۹۸

وهب بن عبدالله کلبی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

وهب بن عبدالله کلبی

Loading the player...

دانلود

وهب بن عبدالله کلبی جوان زیباروی ، نیکخوی ، پرهیزگار ، مومن و شجاع کوفی بود . وی که در روز عاشورا بیست و پنج سال داشت و از ازدواجش 17 روز می گذشت قریل به میدان رفت و با بردباری در برابر مشکلات جنگ نیکو و نمایانی کرد . سپس به سوی مادرش قمر و همسرش هانیه که با او در کربلا بودند بازگشت و به مادرش گفت آیا از من راضی شدی؟ مادرش گفت من از تو خشنود نمی شوم مگر آنکه پیش روز حسین علیه السلام کشته شوی. همسرش به او گفت تو را بخدا سوگند مرا به فراقت مبتلا مکن و دلم را به درد میاور . مادرش به وی گفت فرزندم از تقاضای همسرت روی گردان و به میدان برو و در رکاب دختر فرزند پیامبرت بجنگ تا از شفاعت جدش در روز قیامت بهره مند شوی .وهب به میدان بازگشت و 19 سوار و 19 پیاده را به هلاکت رساند .

هنگامی که دو دستش قطع شد همسرش عمودی به دست گرفت و به سوی او آمد و گفت پدر و مادرم به فدایت در راه یاری پاکان رسول خدا بجنگ . وهب می خواست او را به خیمه برگرداند ولی همسرش گفت هرگز مراجعت نمی کنم مگر اینکه همراهت کشته شوم .

امام حسین علیه السلام فرمود : از اهل بیت من جزای خیر بهره شما باد . خدا تو را رحمت کند به سوی زنها برگرد. همسر وهب بازگشت ولی وهب در میدان ماند تا به شهادت رسید . وهب پنجاه تن را به هلاکت رساند. سر انجام پس آنکه هفتاد رخم به وی وارد شد سرش را بریدند و نزد مادرش انداختند . مادر وهب خون از چهره اش پاک می کرد می گفت ستایش مخصوص خدایی است که رویم را سفید و چشمانم را به شهادت فرزندم در رکاب امام علیه السلام روشن کرد. گواهی می دهم که یهود و نصارا و مجوس در کلیسا و آتشخانه های خود از شما بهترند . آنگاه سر را بسوی سپاه یزید انداخت که به یکی از سپاهیان اصابت کرد سپس شمر با دیدن چنین صحنه ای به غلام خود فرمان داد تا مادر وهب را به شهادت برسانند