محتوای هفته وحدت

وحدت از نگاه پيامبر اعظم (ص)

الف) در حديثي از پيامبر گرامي اسلام آمده است: «مسلمان برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمي کند، دست از ياريش بر نمي دارد، و او را در برابر حوادث تنها نمي گذارد».

ب) در حديث ديگري از همان حضرت نقل شده: «دو برادر ديني همانند دو دستند که هر کدام ديگري را مي شويد» ! (با يکديگر کمال همکاري را دارند و عيوب هم را پاک مي کنند).

در کنارنامه درخشان پيامبر حضرت محمد ص آثار عظيم و بزرگ از تلاش و فعاليتهاي دقيق و عميق براي هموار ساختن راه هاي وحدت و يکدلي و اتحاد و پيوستگي مسلمانان  مشاهده مي شود.

در نگاه ژرف پيامبر اعظم ص به همان ترتيب که اتحاد و به هم پيوستگي عامل قدرت و صلابت اسلام و مسلمانان مي گردد و قلوب اهل ايمان را به هم نزديک و صميمي مي سازد و به زندگي و حيات اجتماعي آنان نشاط و طراوت مي بخشد، تفرقه و پراکندگي ، عامل ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي گردد و دل هاي اصلي ايمان را از هم دور مي کند و لحظات زندگي آنان را با سردي و فاصله و تنش مي آميزد.

تلاش و فعاليت هاي وحدت آفرين پيامبر اسلام(ص) داراي ابعاد و جلوه هاي مختلفي است که يکي از آن ها عبارت است از تقابل با موانع اتحاد و به هم پيوستگي مسلمانان.

از ديدگاه پيامبر(ص) ، تعصبات نژادي و گرايش هاي نامعقول و تند و افراطي نسبت به زبان و قوم و مليت خويش، يکي از بزرگ ترين موانع اتحاد مسلمانان محسوب مي شود.

در ميان اقوام و نژادهاي گرايش يافته به اسلام، کساني به دليل ضعف در معرفت يابي هاي اصيل ديني و ريشه نيافتن عشق و ايمان خالص و کامل در سرزمين جان و روحشان، تحت تأثير تعصبات و گرايش هاي  نژادي و قومي قرار داشتند و به همين دليل در موقعيت هاي خاصي خود را تافته ي جدا بافته مي يافتند و در پيکر واحد دين احساس برتري مي کردند و تفاخر و تکبر مي ورزيدند. در نقطه مقابل اين گروه از مسلمانان ، کسان ديگري قرار داشتند که خود را در اسلام ذوب کرده و محودر خدا بودند و در اوج عشق و ايمان و اخلاص، همواره در پيکر واحد دين به فعاليت سالم و صادقانه و نقش آفريني هاي ايثارگرانه اهتمام مي ورزيدند و هرگز در دام تعصب هاي کور مادي و قومي گرفتار نمي آمدند و از همين رو با ديگر مسلمانان با صميميت و محبت و وحدت وصف ناشدني مي زيستند.

اين سخن ژرف و بيدارگر از رسول گرامي اسلام (ص) است که صراحت فرمودند:

« اي مردم! همه ي شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاک آفريده شده است. عرب را بر غير عرب هيچ فضيلت و برتري نيست، مگر به تقوي و پاکي.»

در نگاه ژرف پيامبر ص درون مايه اصلي وحدت و صميميت و اتحاد مسلمانان از هر قوم و نژاد و مليت، «ايمان به خدا» بود، و به همين دليل در صدد خالص و ناب گردانيدن ايمان ها و باورها برآمده، معتقد بودند که هرچه اين خلوص و صفا فزوني يابد، مهرها و مودت ها و محبت ها نيز رو به تزايد مي رود و دل ها به هم مي پيوندد و به وحدت و صميميت و اتحاد مي رسد.

نتيجه: امروز، جهان اسلام براي بازگشت به اتحاد و اتفاق و اقتدار و وحدتي که پيامبر ص براي بنيان نهادن آن زحمات طاقت فرسا و فعاليت هاي وقفه ناپذير مبذول داشتند، راهي جز حرکت بر محور «اسلام» ندارد.

وحدت در کلام امام علي (ع)

به شهادت تاريخ، اميرالمومنين (ع) بزرگ پرچمدار وحدت و انسجام ميان مسلمانان و جامعه ي اسلامي بودند. ايشان، بارها در دوران حکومتشان رسما اعلام نمودند که : «نقد حکومت و حتي مخالفت با آن پذيرفتي است، اما تا آن جا که اتحاد ملي شکسته نشود و کسي حق ندارد موجب نااميدي جامعه گردد.»

آن حضرت درباره ناکثين، که اول بيعت نمودند و بعد بيعت خود را شکستند- و بعضا داراي سوابق انقلابي هم بودند – فرمودند: اين گروه همگي با امارت و حکومت من مخالف بودند، اين عيبي ندارد، اما :

«ساصبر ما لم اخف علي جماعتکم ...»

« من تا روزي مخالفت را بر مي تابم که به صفوف به هم پيوسته ي اتحاد مردم لطمه وارد نشده و تشتت در جامعه ايجاد نشود و نيروهاي خود را پاره پاره نکنند. اگر آن ها بر راي سست و بي پايه ي خود اصرار ورزند و به هدفشان برسند و بتوانند مردم را گروه گروه آن ها را متفرق و نسبت به آينده نا اميد سازند، آن روز نظم عمومي جامعه به هم مي خورد و پايه هاي نظام سست مي شود و جامعه به عقب بر مي گردد و اين چيزي نيست که بتوان آن را تحمل کرد.»

علي (ع) نه تنها در زمان حکومت، بلکه قبل از حکومت هم، اين وحدت را حفظ نمودند، بعضي مراجعه مي کردند تا به خيال خود حضرت را عليه حکومت تحريک کنند، اما ايشان مي فرمودند:

در اين که من انتقاد جدي نسبت به حکومت دارم، اما بدانيد در بين امت پيامبر ص هيچ کس بيش تر از من به وحدت و الفت اين امت دل نبسته است.»

آن حضرت همچنين فرمودند: « به خدا سوگند ، آن ها که دست از ياري يکديگر بردارند، قطعا شکست خواهند خورد.»

عوامل اختلاف

اختلاف و نزاع، زايل کننده ي حق و به کرسي نشاننده ي باطل است. علي سه عنصر- دنبال هواي نفس رفتن، بر خلاف دستور خدا حکم صادر کردن و حکومت کردن افراد ناشايسته بر خلاف دستور خدا بر مردم – را سه عامل مهم ايجاد اختلاف در جامعه ذکر مي کنند و مي فرمايند: « اگر حق از لباس باطل بيرون مي آمد، زبان دشمنان کوتاه مي شد، اما مقداري از حق و مقداري از باطل گرفته مي شود و با هم مخلوط مي گردد و در چنين شرايطي شيطان بر علاقه مندانش دست مي يابد.»

وحدت دولت و ملت

علي (ع) اطاعت از والي و حاکم را بري مردم لازم دانسته، اطاعت از زمامدار عادل و والي مسلمانان را براي حفظ و تقويت دين ضروري بر مي شمردند.

امام (ع) بر اين نکته پا فشاري دارند که مردم بايد از والي اطاعت کنند و نافرماني آنان موجب شيوع فساد، شکست اسلام و ضربه به دين است، که به تعبير قرآن کريم ارزش وجودي و خاصيت اسلام مسلمانان از دست مي رود:

« با يکديگر اختلاف نکنيد، زيرا متلاشي مي شويد و اثر وجود شما از بين خواهد رفت.»

حضرت علي( ع )در فرازي از خطبه ي 236 نهج البلاغه که به خطبه ي قاصعه معروف است، ضمن بيان علت خودخواهي ابليس و خوش گذرانان، که ابليس به خدا گفت: «چون من از آتشم و آدم از خاک، و آتش بيش از خاک ارزش دارد، به آدم سجده نکردم» و همچنين سخن قرآن درباره ي خوش گذران ها دنبال ستمگران و کافران رهسپارند و سرانجام ملت را به سقوط مي کشانند» ، توصيه مي فرمايند:

«از حوادث و عذاب هاي وارد بر ملت هاي گذشته، بر اثر افعال ناشايست و کارهاي بدي که انجام مي دادند، پرهيز کنيد و احوال خوب و بد آنان را به خاطر بياوريد و مواظب باشيد که مانند آنان نشويد.

وقتي در اختلاف حال آن ها دقت کرديد و نتيجه گرفتيد، هر کاري را که به ملت هاي گذشته عزت داده، دشمن را از آنان دور کرده، آسايش را به آنان ارزاني داشته، نعمت را تسليم آنان ساخته، احترام را به وحدت و جمعيت کشانيده است، بايد تقويت کنيد و آن را انجام دهيد. اين کارها پرهيز از اختلاف ، حفظ روابط دوستي و کوشيدن در راه ايجاد آن و سفارش به حفظ دوستي است. از هر کاري که کمر گذشتگان را شکست و نيروي آنان را ضعيف ساخت، که عبارت است از کينه ي دل ها، خشم سينه ها، بي اعتنايي به يکديگر و به کمک هم نشتافتن ، پرهيز کنيد.»