رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۳۰ بهمن ۱۳۹۸

همکاری - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

همکاری

 

 

ظهر بود سجاد و ساجده به همراه پدر و پدربزرگ سر سفره نشسته بودند و منتظر مادر و مادربزرگ بودند تا غذا را بیاورند. مادربزرگ با ظرف کوفته در دست و مادر هم پارچ دوغ در دست وارد اتاق شدند. پدر با دیدن ظرف کوفته خوشحال شد و گفت دستت درد نکنه مادر و مادربزرگ خندید و گفت من دیگه پیر شدم و کاری از دستم بر نمی آد دست عروس گلم درد نکنه و مادر هم خوشحال شد و از پدربزرگ تشکر کرد بخاطر نون های تازه ای که خریده است. پدربزرگ گفت خدارا شکر که هنوز از پس نون گرفتن برمی آم. سجاد و ساجده از همه تشکر کردند به خاطر کوفته های خوشمزه.

مادربزرگ گفت اگر تو هر کاری همکاری باشد کار بخوبی انجام می شود. پدر گفت یادمه بچه بودیم مادرجون می گفت اگر زیاد سر سفره بنشینیم جز عمرمون بحساب نمی آد. پدر گفت شاید به خاطر اینه که غذا را به آهستگی بخوریم و مادر گفت شاید بخاطر اینه که سر فرصت از خدا تشکر کنیم بخاطر نعمت های زیادی که به ما داده است.

کلمات کلیدی: انیمیشن- داستان- قصه- داستان کودکانه- داستانهای کودکانه - برنامه کودک- کودک- برنامه کودک- داستان و قصه- کارتون- کارتون و داستان - قصه کودکانه- قصه های کودکانه- ماجرای سجاد و ساجده- انیمیشن همکاری

Cooperation