رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۶ اسفند ۱۳۹۸

آرزوهای بزرگ - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آرزوهای بزرگ

 

کوهکنی در گرمای تابستان مشغول کار است ثروتمندی سوار بر تخت روان از کنار او می گذرد و او آرزو می کند ایکاش جای او بود تا یک کوزه آب سرد و یک سایبان بالای سرش بود آرزویش برآورده می شود و سوار بر تخت روان می شود ناگهان تشنه اش می شود و از کوزه شروع به نوشیدن آب می کند ولی آب کوزه گرم است به یکی از کارگرانش اعتراض می کند چرا آب گرم است و کارگر به او می گوید بخاطر گرمای خورشید است. آرزو می کند خورشید شود و به همه جا بتابد و همه جا را خشک کند ناگهان ابری به طرف او می آید تا روی آن را بپوشاند و ابر به او می گوید فقط باد می تواند مرا از تو دور کند آرزو می کند باد شود و تمام درختان و گیاهان را نابود می کند پاس راضی نمی شود و با خود فکر می کند اگر کوه باشد از همه قدرتمندتر است یکدفعه از رویا بیرون می آید و تشنه اش می شود ولی آبی در کوزه ندارد چون زمانی که خورشید بوده باعث بخار شدن آب شده است.

کلمات کلیدی: انیمیشن – کارتون- آرزوهای بزرگ – رویا