اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | یک‌شنبه، ۱ مرداد ۱۳۹۶

آداب نوروز از زبان پیشکسوت قرآنی استان مرکزی - نمایش محتوای نوروز

 

 

آداب نوروز از زبان پیشکسوت قرآنی استان مرکزی

آداب نوروز از زبان پیشکسوت قرآنی استان مرکزی

آداب نوروز از زبان پیشکسوت قرآنی استان مرکزی

شهسواری، پیشکسوت قرآنی استان مرکزی، از آداب و رسوم گذشته در ایام نوروز می‌گوید از دورانی که نه خبری از تلویزیون بود و نه ماهی قرمز.

ابوطالب شهسواری، چهره قرآنی کشور، با اشاره به آداب و رسوم نوروز در استان مرکزی گفت: مردم منطقه شازند چند رسم خوب داشتند، یکی از آنها خانه تکانی بود. نیم قرن پیش خانه تکانی دلیل خاص و موجهی داشت، با وجود گرده‌های دود که بر در و دیوار خانه‌ها می‌نشست تمیز کردن خانه در آستانه سال نو بسیار لازم و البته سخت به نظر می‌رسید.

شهسواری ادامه داد: در مناطق سردسیر مثل سربند شازند از اول آذر کرسی می‌گذاشتند، زیر کرسی در وسط خانه، تنوری بود که هیزم‌ها به صورت مخروطی شکل در آن قرار می‌گرفت با شعله‌ور شدن آتش، دود همه جای خانه پخش می‌شد، این کار روزی حداقل یکبار به مدت ۴ ماه تکرار می‌شد لذا طبیعی بود که خانه رنگ سیاه به خود بگیرد.

پیشکسوت قرآنی استان مرکزی افزود: با قرار گرفتن در آستانه سال نو خانه باید سفید می‌شد، به همین منظور پدران و پسران خاک سفید فراهم می‌کردند، مادران در دیگی بزرگ این خاک را با  ترفندی خاص با آب مخلوط کرده و با جارو به در و دیوار اتاق می‌پاشیدند و اینگونه خانه سفید می‌شد و بعد از آن گلیم را در آب روان می‌شستند.

شهسواری ادامه داد: یکی دیگر از سنت‌های روز آخر اسفند را «اَلِفه» می‌گویند در این روز حتماً مردم بر سر مزار اموات و گذشتگان حاضر می‌شدند و دوم اینکه عصر به منازل افرادی که در سال جاری عزیزی را از دست داده بودند می‌رفتند و با عرض تسلیت، لباس عزا را از تن آنها بیرون می‌آورند.

وی افزود: عصر روز «اَلفِه» پدرها و برادرها برای دختر خانواده که متأهل بود هدیه می‌بردند، عموها برای برادرزاده‌ها و دایی‌ها برای خواهر زاده‌ها. شاید این رسم قدیمی بود اما زمینه محبت را بیشتر فراهم می‌کرد، شب عید حتماً باید همه پلو می‌خوردند حتی فقیرترین فرد روستا باید پلو درست می‌کرد نیاز هم نبود خورش داشته باشد همین قدر که پلو بود کافی بود

وی ادامه داد: شب عید که می‌شد بچه‌های کمتر از ۱۸ سال یا تازه دامادها رسم شیرین «تُخ تُخ» یا همان تخم تخم را به جا می‌آوردند و صاحب‌خانه نیز با اهدای هدیه‌ای مانند بادام، کشمش، تخم مرغ، پول، گندم و شاهدانه از آنها استقبال می‌کرد.

شهسواری تصریح کرد: غروب شب عید تمام خانه‌ها بدون استثناء مگر خانه‌ای که عزیزی را از دست داده باشد هیزم‌ها را بالای پشت بام برده و آتش روشن می‌کردند این رسم در ۵ سال اخیر به دلیل ایزوگام کردن خانه‌ها از بین رفته اما رسم آتش درست کردن هنوز هم در کوچه‌ها و حیاط منازل مرسوم است.

وی اظهار کرد: یکی دیگر از رسوم نوروز این است که روز اول عید به «عید مارَکی» یا همان عید مبارکی می‌رفتند، بزرگان و اهالی محل جمع می‌شدند و به خانه تک تک افراد روستا می‌رفتند این رسم بسیار خوب و مبارک بود چون تا ظهر هیچ یک از اهالی روستا با یکدیگر قهر نبود اگر کدورت هم وجود داشت با دید و بازدید رفع می‌شد، اما این رسم در حال حاضر از بین رفته و به دید و بازدید فامیلی خلاصه شده است.

شهسواری کمرنگی رفت و آمدها را ریشه در تجملگرایی مردم دانست و اضافه کرد: مردم امروز انتظار دارند همانگونه که از مهمان در خانه خود پذیرایی می‌کنند، از آنها نیز به همین شدت پذیرایی شود، یکی دیگر از دلایل این کمرنگی، ازدواج‌های غیر بومی است در گذشته پسران با هم محلی‌های خود ازدواج می‌کردند و این کار باعث می‌شد رفت و آمدها پررنگ‌تر شود.

وی تصریح کرد: پخت نان توسط مادر و دختر خانواده تقریباً ۴ روز قبل از سال نو شروع می‌شد مادر خمیر زیادی که به خمیر عید مشهور بود تهیه می‌کرد و با پیش بینی اوضاع و احوال مهمانی‌ها، نان را به اندازه‌ای می پخت که تا ۲۰ فروردین نیازی به روشن کردن تنور نباشد.

شهسواری اظهار کرد: گندم برشته، شاهدانه برشته یکی از تنقلاتی بود که در ایام عید برای پذیرایی از مهمان استفاده می‌شد گاهی کشمش و گردو هم داشت، تخم مرغ‌ها را با رنگ خامه قالی رنگ می‌کردند، آن دوران، کشاورزی به دلیل سردسیر بودن منطقه، رونق چندانی نداشت و معیشت روستا با قالی بافی تأمین می‌شد. درآمد کشاورزی کفاف امورات را نمی‌داد و شغل دیگری که می‌توانست کمک خرج اهالی روستا باشد قالی بافی بانوان بود که به صورت جدی دنبال می‌شد.

شهسواری افزود: نزدیک به ۵۰ سال قبل، شیرینی وجود نداشت مردم روستا نه از شهر می‌خریدند و نه خودشان می‌پختند. مادران گِرده نانی شبیه فتیر یا کلوچه درست می‌کردند اما نه به عنوان شیرینی بلکه برای صبحانه. پذیرایی عمدتاً با چای و به ندرت تنقلاتی از محصولات خودشان مانند تخم کدوی بو داده، بود.

وی بابیان اینکه مردم روستا تقریباً از نظر اعتقادی یک دست بودند، بیان کرد: فرق آنچنانی بین اعتقادات و باورهای دینی اهالی روستا وجود نداشت، همگی سر وقت در مسجد حاضر می‌شدند و به احکام اسلامی مانند حلال و حرام، زکات، خمس و ... پایبند بودند.

شهسواری خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه رادیو و تلویزیون نبود هیچ وقت از لحظه سال تحویل مطلع نمی‌شدیم، مرز بین سال جدید و قدیم شب عید بود به علت عدم اطلاع دقیق از لحظه سال تحویل، قاعدتاً مردم دور سفره هفت سین جمع نمی‌شدند.

وی تأکید کرد: ماهی قرمز در سفره هفت سین قدیمی‌ها جایگاهی نداشت، یکی از آداب آن دوران پخت سمنو بود، پسران جهت تهیه سمنو به کوه می‌رفتند و برف می‌آوردند، سبزه گذاشتن از دیگر آداب آن زمان بود، مادران ۱۵ روز مانده به عید با استفاده از دانه‌های گاودانه، عدس، گندم و ماش این کار را انجام می‌دادند.

شهسواری در پایان از احیای آداب و سنن قدیمی توسط جوانان ابراز خرسندی کرد و افزود: امروز برنامه‌های کلیشه‌ای دنیای مدرن جوانان را خسته کرده، بین جوانان می‌بینم رسوم قدیمی در حال احیا شدن است.